السيد الخميني

516

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

ترجمه : « ابن عمّار گويد : شنيدم از حضرت صادق - عليه السلام - كه مىفرمود : « در وصيت پيغمبر - صلّى اللَّه عليه و آله - به على - عليه السلام - اين بود كه فرمود : " اى على ، سفارش مىكنم تو را در جان خودت به خويهايى ؛ نگاهدار آنها را از من " . پس از آن گفت : " خداوندا ، اعانت فرما او را . اما اوّلى : راست گفتارى است . خارج نشود از دهان تو دروغى هيچ‌گاه . و دومى : پرهيزگارى است . و جرئت مكن بر خيانت هرگز . سوم : ترسناكى از خداوند است چنانچه گويى او را مىبينى . چهارم : گريهء بسيار از ترس خداوند است . بر پا مىشود براى تو به هر قطرهء اشكى هزار خانه در بهشت . پنجم : بخشيدن تو است مال و خونت را در راه دينت . ششم : گرفتن طريقهء من است در نماز و روزه و صدقه‌ام : اما نماز پنجاه ركعت ؛ اما روزه پس سه روز در ماه : پنجشنبه در اوّل ، و چهارشنبه در وسط ، و پنجشنبه در آخر آن ؛ و اما صدقه به قدر طاقت خود تا آن‌كه گويى اسراف كردم و حال آن‌كه اسراف نكردى . و ملازم باش با نماز شب ؛ و ملازم [ باش ] با نماز شب ؛ و ملازم باش با نماز شب . و بر تو [ باد ] به نماز ظهر ، و بر تو باد به نماز ظهر ، و بر تو باد به نماز ظهر . و بر تو باد به خواندن قرآن در هر حال . و بر تو باد به بلند نمودن دست‌هاى خود را در نماز و برگرداندن آنها را . و بر تو باد به مسواك نمودن در نزد هر وضويى . و بر تو باد نيكويىهاى اخلاق ، پس آن را ارتكاب كن ؛ و بدىهاى اخلاق ، پس از آنها دورى كن . پس اگر نكردى ، ملامت مكن مگر خود را " » . شرح : « خصال » جمع خصلت است و به معناى خوى است ؛ چنانچه در صُراح است « 1 » . و بنابراين ، استعمال آن در مطلق افعال و اخلاق ، چنانچه در اين حديث شريف و غير آن وارد است ، مجاز است . و شايد خصلت اعمّ از خوى باشد ، تا در اين نحو استعمالات به طريق حقيقت باشد . قوله : « الورع » ، به فتح راء ، و « رِعَة » مصدر « وَرِ عَ يَرِ عُ » ، به كسر راء در هر دو است ؛ به معناى تقوا يا شدت تقوا و كمال پرهيزگارى است . و شايد از وَرَّعْتُهُ تَوْريعاً ، أَي كَفَفْتُهُ اخذ شده باشد ؛ زيرا كه ورع در حقيقت كفّ نفس و نگاهدارى آن است از تعدّى از

--> ( 1 ) - صراح اللغة ، ص 268 ، فصل الخاء من باب اللّام .